تبلیغات

دیکشنری آنلاین

دیکشنری آنلاین



برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


کد گالری



برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

راه بی انتهای عشق

راه بی انتهای عشق
 
قالب وبلاگ
جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت :
بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟
همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت :
آری من مسلمانم
جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ، پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد ، پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد
جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید :
images?q=tbn:ANd9GcRidc7fUPwOpXPLHAPy_aVOtNGsyN5A0U19RR1O6AYfk-lDi5u942x3f7v0Ag 
آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟
افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند ، پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت :
چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود !!!


[ دوشنبه 19 دی 1390 ] [ 03:37 ب.ظ ] [ فاطمه رضاپور ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عشق آن نوایی است که در وجودت می پیچد و در قلبت لونه میکند
نویسندگان
نظر سنجی
چه سازی را بیشتر از همه میپسندید ؟







آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

فروش بک لینکطراحی سایتعکس